به نام خدا.
...و سلام.
فهم رياضي و ديد از بالا!
خيلي از ما وقتي سر وقت يه تست رياضيات ميرسيم دنبال دم دست ترين فرمول در صندوقچه ذهنمون ميگرديم تا بشه به مفروضات مسئله ربطش داد و ازين رهگذر جواب گرفت.اما گاها ( و واسه بعضيامون اکثرا! ) پيش مياد که به پاسخ اشتباه ميرسيم.اشکال کار کجاست؟
ماشين بنزيني!
بذارين اينجوري بگم.
چرا رانندگي توي شب با "نوربالا" (خصوصا واسه طي مسير با سرعتهاي بالا) خيلي راحت تر و کم خطر تره؟
فرض کن ماراتن کنکور يه مسير وجاده ايه که بايد سر وقت معين (حول و حوش 4 ساعت) به آخرش برسونيش.
ماشين ذهن تو ، پيچ هاي اين جاده (تستها) رو بايد طوري رد کنه که آخر سر نه دير به مقصدبرسي و نه به مقصد ديگه اي برسي. مقصدي که مقصود تو از شرکت تو ماراتن کنکور نبود!
اين جا يه چيز ديگم مهمه.سر هر پيچ سوالي 2 انتخاب داري...يا بهتر بگم، 2 راه داري.اگه خطا کنيو و راه اشتباهي رو بري هيچوفت تو پايان اين ماراتن 4 ساعته رنگ آخر خط رو نميبيني و اگه اين اشتباها تداوم پيدا کنه راه رو به کلي عوضي ميري!
اينکه چقدر سوخت اطلاعاتي داري تا راه بيفتي و پيچها رو رد کني يه بحثه اما مسئله مهم تر انتخاب راهه!
ديد از بالا!
تو کنکور (علي الخصوص سر رياضيات) بايد با "ديد بالا" کار کرد.
لزوما تمام داده هاي يه مسئله به درد حلش نميخوره. بسيارن مسايلي که کثرت داده هاي اونا اغلب گيج کنندس ولي حلش به نيمي از دادهاشم نياز نداره.
اينکه تا صورت يک مسئله رو ديدي ذهنت به سمت يه مفهوم كلي خاص بره خب خوبه.اما به سمت يک راه حل خاص کشيده بشه نه! خطرناکه. انحرافه!عاقبتشم شايد انتخاب اشتباه راهه.
بايد سوالو با يه "ديد باز" بفهمي.
اين انحرافات يا بهتر بگم دست انداز ها رو طراح تست توي تستاي کنکور کارگذاشته تا توي يه سيکلي گير بندازدت که مدام براي حل سوال برگه سیاه کنيو به جواب نرسي.
اگه زرنگ باشي،با يه تامل بجا،با يه ديد از بالا،با يه فهم دقيق و درک درست از صورت تست تو اين دام نميفتي.
ما تا صورت تست رو میبینیم يک تقارني با روش حلي از "تستي(از نظر خودون)مشابه" توذهنمون به وجود مياريم و شروع ميکنيم به حل و داده هارو با اين روش با جواب ميرسونيم.اما جوابي که اغلب يا تو گزينه ها نيس يا جواب ما نيس!
... راه حل؟
راهش درگير نکردن ذهن با مفروضاتيه كه در باب "روش حل مسئله" با اولين نگاه به ذهن مبارک مياد!
يکم تامل کن. ببين مغز سوال چي ميخواد ازت.
اينقده به داده ها ور نرو.دنبالش نگرد كه اگه پيدا نكردي سوالو بي جواب ميگذاريو ميري بعدي.
اصلا بايد خودت "داده سازي" کني!
نه که بگردي دنبال چند تا عدد و دنبال فرمولی که بشه با اينا تست رو به جواب رسوند.
جواب ؛ فهم خود تسته.
اصلا ما ضرب المثل داريم: « فهم التست ، نصف الحل» !
يه نكته!
|+| يه نكته هم بگم كه خودم توي دو سالي كه كنكور دادم عينا واسم پيش اومدو تجربه شد.
" اگه طريقه حل يه تيپ سوال (مثلا رفع ابهاما، بهينه سازيا،انتگرالاي درشت، هم ارزيا و...) رو با يه روش هرچند به نسبت ، طولاني تر از راه هاي متعدد تستي، ياد گرفتي و روش به "تسلط كافي" رسيدي ، واسه كنكور عادتو عوض نكن. سعي نكن سبك حل تستي رو جايگزين سبك مسلط فعليت كني.
كه خدايي نكرده آخرش نشه:
كرد فراموش ره و رفتار خويش
ماند غرامت زده از كار خويش..."
|+| احتمالا شما هم مثل من با مفهوم تعاريف حد (در نقطه،در بينهايت،حد بينهايت و...( درگير بودين. من پس از مدتها رنج و تلاش(!)همين اوايل امسال بود كه به فرمول كلي براي اين نعريف رسيدم و امروز مدل گرافيكيش رو براي شما گذاشتم تا شما ديگه براي مشكلتون نيازمند حفظ 16 حالت تعريف حد نباشيد:
براي ديدن عكس در اندازه واقعي بر روي آن كليك نماييد.





کو فراری...!!!








