تبليغاتX
کریمان
کریمان
تومگو مارا بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست.
پنجشنبه 23 مهر1388
فهم رياضي و ديد از بالا! + چاره كار در تعاريف حد! ...  

به نام خدا.

...و سلام.

 فهم رياضي و ديد از بالا!

خيلي از ما وقتي سر وقت يه تست رياضيات ميرسيم دنبال دم دست ترين فرمول در صندوقچه ذهنمون ميگرديم تا بشه به مفروضات مسئله ربطش داد و ازين رهگذر جواب گرفت.اما گاها ( و واسه بعضيامون اکثرا! ) پيش مياد که به پاسخ اشتباه ميرسيم.اشکال کار کجاست؟

 

ماشين بنزيني!

بذارين اينجوري بگم.

چرا رانندگي توي شب با "نوربالا" (خصوصا واسه طي مسير با سرعتهاي بالا) خيلي راحت تر و کم خطر تره؟

فرض کن ماراتن کنکور يه مسير وجاده ايه که بايد سر وقت معين (حول و حوش 4 ساعت) به آخرش برسونيش.

ماشين ذهن تو ، پيچ هاي اين جاده (تستها) رو بايد طوري رد کنه که آخر سر نه دير به مقصدبرسي و نه به مقصد ديگه اي برسي. مقصدي که مقصود تو از شرکت تو ماراتن کنکور نبود!

اين جا يه چيز ديگم مهمه.سر هر پيچ سوالي 2 انتخاب داري...يا بهتر بگم، 2 راه داري.اگه  خطا کنيو و راه اشتباهي رو بري هيچوفت تو پايان اين ماراتن 4 ساعته رنگ آخر خط رو نميبيني و اگه اين اشتباها تداوم پيدا کنه راه رو به کلي عوضي ميري!

اينکه چقدر سوخت اطلاعاتي داري تا راه بيفتي و پيچها رو رد کني يه بحثه اما مسئله مهم تر انتخاب راهه!

 

ديد از بالا!

تو کنکور (علي الخصوص سر رياضيات) بايد با "ديد بالا" کار کرد.

لزوما تمام داده هاي يه مسئله به درد حلش نميخوره. بسيارن مسايلي که کثرت داده هاي اونا اغلب گيج کنندس ولي حلش به نيمي از دادهاشم نياز نداره.

اينکه تا صورت يک مسئله رو ديدي ذهنت به سمت يه مفهوم كلي خاص  بره خب خوبه.اما به سمت يک راه حل خاص کشيده بشه نه! خطرناکه. انحرافه!عاقبتشم شايد انتخاب اشتباه راهه.

بايد سوالو با يه "ديد باز" بفهمي.

اين انحرافات يا بهتر بگم دست انداز ها رو طراح تست توي تستاي کنکور کارگذاشته تا توي يه سيکلي گير بندازدت که مدام براي حل سوال برگه سیاه کنيو به جواب نرسي.

اگه زرنگ باشي،با يه تامل بجا،با يه ديد از بالا،با يه فهم دقيق و درک درست از صورت تست تو اين دام نميفتي.

ما تا صورت تست رو میبینیم يک تقارني با روش حلي از "تستي(از نظر خودون)مشابه" توذهنمون به وجود مياريم و شروع ميکنيم به حل و داده هارو با اين روش با جواب ميرسونيم.اما جوابي که اغلب يا تو گزينه ها نيس يا جواب ما نيس!

 

... راه حل؟

راهش درگير نکردن ذهن با مفروضاتيه كه در باب "روش حل مسئله" با اولين نگاه به ذهن مبارک مياد!

يکم تامل کن. ببين مغز سوال چي ميخواد ازت.

اينقده به داده ها ور نرو.دنبالش نگرد كه اگه پيدا نكردي سوالو بي جواب ميگذاريو ميري بعدي.

اصلا بايد خودت "داده سازي" کني!

نه که بگردي دنبال چند تا عدد و دنبال فرمولی که بشه با اينا تست رو به جواب رسوند.

جواب ؛ فهم خود تسته.

اصلا ما ضرب المثل داريم: « فهم التست ، نصف الحل» !

 

يه نكته!

|+| يه نكته هم بگم كه خودم توي دو سالي كه كنكور دادم عينا واسم پيش اومدو تجربه شد.

" اگه طريقه حل يه تيپ سوال (مثلا رفع ابهاما، بهينه سازيا،انتگرالاي درشت، هم ارزيا و...) رو با يه روش هرچند به نسبت ، طولاني تر از راه هاي متعدد تستي، ياد گرفتي و روش به "تسلط كافي" رسيدي ، واسه كنكور عادتو عوض نكن. سعي نكن سبك حل تستي رو جايگزين سبك مسلط فعليت كني.

كه خدايي نكرده آخرش نشه:

كرد فراموش ره و رفتار خويش

ماند غرامت زده از كار خويش..."


|+| احتمالا شما هم مثل من با مفهوم تعاريف حد (در نقطه،در بينهايت،حد بينهايت و...( درگير بودين. من پس از مدتها رنج و تلاش(!)همين اوايل امسال بود كه به فرمول كلي براي اين نعريف رسيدم و امروز مدل گرافيكيش رو براي شما گذاشتم تا شما ديگه براي مشكلتون نيازمند حفظ 16 حالت تعريف حد نباشيد:

براي ديدن عكس در اندازه واقعي بر روي آن كليك نماييد.

سه شنبه 24 شهریور1388
ثبت نام و حکایت این نیش قلم...! ...  

پیش از متن یک:

هرچند کمی دیره , اما عید سعید فطر رو به همتون تبریک میگم.امیدوارم اون چیزایی که از خدا خواستین و اون سری توقعاتی که از خودتون داشتین تحقق یافته باشه.این چند روز واسه من خیلی سخت گذشت وخاطرات تلخی رو برام داشت.شایدم بهتره بگم...هیچی ولش کن.

راستی همینطور که دیدید تاریخ بروزرسانی وبلاگ ماهانه و تایید و پاسخ به نظرات شما عزیزان هفتگی شده. عذر خوام و ناچار اما امیدوارم شما بپذیرین.

*و البته شنیده شده در این چند وقت فردی به اسم من توی بعضی از وبلاگها نظرمیذاره که همینجا میگم متن هیچکدم از اینها مورد تایید بنده نیست و از جانب من نیست.(حداقل الان 4 روزی میشه من جایی نظر ندادم)

حق یارتون...خدانگهدار.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

http://upic.ir/files/3dc8dxrbcxjfv3r27cad.jpg

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام!

الان من "کوه" روحیه ام."قله" انرژی ام."دامنه" ی شادیم و در انتظار فتح!

این ذوقی که تو حرفام برمیخوره , علت داره.

***

امروز آقا محسن گل رفتند دانشگاه ثبت نام کردند.بگو به به...... (به به! http://www.blogfa.com/cmt/images/1.gif)

و چه دانشگاهی! چه کلاسهایی! چه محیطی و عجب فضایی! بگو هزار ماشاءا... (هزار ماشاءا... http://www.blogfa.com/cmt/images/1.gif)

اصلا یعنی صنعتی شریف کیلو چند؟ دانشگاه ONLY غیرانتفاعی امام رضا! http://www.blogfa.com/cmt/images/15.gifبگو ایول .... (ایولhttp://www.blogfa.com/cmt/images/1.gif)

ولی از حق نگذریم دانشگاش دانشگاه بود.

یعنی با این تعریفایی که توی نت ازش دیدم فرقش از آسمون تا زمین بود.

میگفتن چون مال آستان قدسه فضای بسته داره.دانشجوهاش از قیافه هم فراری و بیزارن و ...

اما کو بیزار؟ کو فراری...!!! کو جو بسته!!!

نه خدا رو شکر جو متعادلی داشت.

نه غالبا جیم جفنگ و الوات و خوش گذرون و باری به هر جهت, نه جمیعا خرخون و حاجی و عتبات عالیات!

متعادل بود.و من هم دنبال همین بودم. http://www.blogfa.com/cmt/images/14.gif

چون معتقدم هردانشگاهی که یه طرفو بگیره از نبود قسمت دیگه ضربه میخوره.حتی مذهبی صرفش هم مشکل داره.اما اینجا خدا رو شکر(لا اقل) تا الانش خوب بود. http://www.blogfa.com/cmt/images/14.gif

شنبه خواستم در لباس یک ثبت نام کننده برم تحقیقات(!) شبش به سعید پیام داد نمیای با هم بریم؟

گفت:  تحقیقات؟ شرمنده من جرات ندارم بدون صلاح بیام. از جونم که سیر نشدم!

حالا یه جوری میگفت انگار میخوام بریم شناسایی مواضع دشمن برای عملیات والفرج 25!

میخواست در بره.فهمیدم. عیب نداره.

ناصرم که قربونش برم تا ساعت 2 بعدازظهر خواب رو قضا نمیکنه و در رختخوابه. http://www.blogfa.com/cmt/images/9.gif

منم خودم پاشدم عین یه مرد! و البته کاملا نامحسوس! رفتم تحقیقات.که مثل اینکه همون اول شناسایی شدمو از دم در شوتم کردن بیرون!http://www.blogfa.com/cmt/images/9.gif حالا اینجوریام نه ولی چیزی دستگیرم نشد.

تا امروز که بالاخره رفتم ثبت نام.

اول نوبت پذیرایی ستاد استقبال بود که یک کیلو و هفتصدو پنجاه گرم فرم داد پر کنیم!

از فرمای معمول گرفته تا علایق ورزشی و سطح رضایت مندیتون از ما!(پدر من , هنوز که نیومدیم بزار برسیم.از زیر چوب های خیزرانتون بگذریم بعد سطح رضایتمندی بخواه از ماhttp://www.blogfa.com/cmt/images/15.gif)

بعدشم پا شدیم رفتیمیه جا تو یه کلاس .گفتن بشین ور دل این استاد.مشاوره کی بود نفهمیدم به اصطلاح "معارفه" شو!

 این دیگه نوبره.شنیده بودم جلسه آشنایی با مسولین توی مهر میگذارن اما این دیگه  در حد ابتکارات بین المملی دانشگاه بود.

با فرم ها و پرونده رفتیم اداره آموزش و فرم سخت ترین قسمت ثبت نام (تشریف ببرید حسابداریhttp://www.blogfa.com/cmt/images/2.gif) رو دریافت و 4صد تونی ناقابل رو تقدیم کردیم..http://www.blogfa.com/cmt/images/16.gif

یک مهر تنگش خورد و ماهم...رها...رها ...............رها شو.

اما همون مشاور معارفه بهم گفت رشتم (برق - الکترونیک) سخته و توش ریاضی خیلی مهمه و فیزیک خیلی کم.

و من حتم دارم پله های موفقیت درانتظار قدهای من هستند.

و خدا....با من باش.

همینجا به همه دوستانی هم که امسال قبول شدن و قصد ثبت نام دارن تبریک میگم و آرزوی بهترین آرزوها رو دارم.

به قول مادر بزرگم:

اگه قراره تو به جایی برسی از همین نیش قلمت به جایی میرسی.

توصیه من هم همین است:

و خوب  بچسبید این نیش قلم را!

لااقل برای 4 سال...

حق یار... خدانگهدار.

جمعه 13 شهریور1388
آخه تو واسه چی میخوای بری دانشگاه! + پس از متن یک! ...  

دوستان سلام.

دیشب خونه ی سعید افطاری بودیم. حدودا 80 نفری بودن.یکی از بچه ها که سابق براینم میشناختمش  سر صحبتو باهام سر موضوعی باز کرد که هنوز فکرمو مشغول خودش داره.گفتم شمام راجبش فکر کنین , نتیجه است که مهمه.

دوستمون پرسید:

آخه تو واسه چی می خوای بری دانشگاه!!! (بعضی از پرسشها هستند که لحظه اول,آدم از شنیدنشون و جوابایی که تو ذهنش میاد ذوق مرگ میشه.....و این از اونا بود)

گفتم: واسه شغل آینده. واسه تحصیلات.واسه ...(بادا بادا مبارک بادا...)

گفت: دانشگاه رفتن فقط واسه یه هدفش خوبه.این که کاری دستتو بگیره.به علم اینکه نتونی شغل خوبی دست و پا کنی رفتن هدر کردن وقتته.من نشستم وردستی کسیو می کنم.سرمایم که به حدی رسید خودم مغازه می زنمو و کار میکنم. زن میگرم.زندگی میکنمو به زن و بچه ام میرسم.

 خوب از جهتی هم راست میگفت. چون نیگا, الان شاید درس و دانشگاه واسه خیلی های ما اولویت اول باشه.اما میشه زمانی بیاد که به همه اینا به دید"وسیله"نیگا کردو چه خوبه اون زمان دور نباشه.

ببین منظورم اینه که وقتی هدف داشتی وسیله ام توجیه پذیره. اما وقتی هدف درست  یا محکمی پشتوانه نباشه وسیله ام کارکردشو از دست میده.

حالا من که بهش گفتم یه سری واقعیت هست تو جامعه که بخوای نخوای باید باهاش کنار بیای.

اینکه واسه کم سواد (از لحاظ تحصیلات دانشگاهی) شغل اداری یا علمی  ک گیر میاد. واقعیته. خیلی جاها قبل مصاحبه  اول کار مدرک از طرف میخوان.و خیلی از شغل ها هم هستن که واسه تحصیل کرده جماعت الویت اشتغال داره.

اینکه جامعه به باسواد از دید دیگه ای نیگا میکنه هرچند درست نیس اما غیر اینه؟کارش نیس که چی ازپس تو برمیاد.همین که تنگ اسمت یه دکتر مهندس استاد و... چسبیده باشه واسشون عزت پیدا میکنی. احترام داری. هواتو دارنو بینشونی.

اینکه این جامعه و مردمش به مرد جماعت که مدرک دانشگاهی درست حسابی رو نکنه, زن هم نمی ده!

 جدی خب!الان جزو اول سوالهایی که از طرف تو مجلس میشه همینه.که آقا تحصیلاتتون چیه. آخه چیکاره این؟ آقا درآمدتون چقده. نمیتونی وصل مستقیم این شرایط رو به تحصیلات دانشاهی نادیده بگیری.همین جامعه اگه به عرضه , نیت و دل پاک و مردونگی یکی , به شغل آبرومند و چول حلال یکی, به توون فنتی و عملی یکی,میخواست زن بده اینهمه جوون به راهی نمی رفتن که نباید!

آخه اینکه طبیعیه که امکان تحصیل , لااقل تو این مدارج دانشگاهی واسه همه ممکن نباشه , اما مگه باید اوناروپس زد؟

به خدا فکر میکنین چقدر واسه یه جوون لایقی که میره مثلا خواستگاریه یه"خانم دانشجوی سال آخر دکترا", سخته که بگن برو با هم کیش و مرتبه ی خودت وصلت کن. چرا باید همچین عَلمِ تفاوتی تو جامعه بنا کنن؟

چه ملاک و میزانی تعیین میکنه که "من تحصیل کرده"عرضه بیشتری دارم یا جوونک کم سواد؟

 اما!حالا که جامعه این طور هست و دنبال این چیزاس ,و البته فردی که منو شما باشیم قادر به تغییر هیچ چیز نیستیم , تنها چاره همرنگ جماعت شدنه.

اما تاحالا فکر کردین چرا خیلی از همین جوونا بیکارن.نه....نه... کم سوادا نه. تحصیل


... ادامه مطلب
یکشنبه 8 شهریور1388
ما و مارتین! ...  

مارتین!

 مارتين در يک مغازه ي موکت بري مشغول به کار بود . مشکل او اين بود که دائما" سعي کرد در کار خودش سريعتر و بهتر از ديگران باشد ، اما هرگز موفق به اين کار نشده بود .

 بعد از مدتي ، مارتين تصميم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد .به همين منظور ، او براي اولين بار در طول زندگي اش يک زمان سنج و دفترچه يادداشتي را با خودش به يک مجتمع ساختماني برد که قرار بود اتاقهاي آپارتمانهاي آنجا را موکت کند . با شروع کار ، مارتين با استفاده از زمان سنج ، مدت زماني را که صرف موکت کردن اتاقها مي کرد ، اندازه گرفت و در دفترچه يادداشت کرد .در روز اول ، موکت کردن اتاق خواب يکساعت ، حال دو ساعت اتاق پذيرايي يک ساعت و ده دقيقه ، و راه پله ها دو ساعت ونيم ، طول کشيد . روز بعد که مارتين براي موکت کردن کردن خانه ي ديگري از خانه هاي همان مجتمع مراجعه کرد ، بيش از هر زمان ديگري براي شروع کارش اشتياق داشت .

به همين دليل ، او دفترچه و زمان سنج را از جيبش بيرون آورد و خيلي زود ، آماده ي کار شد . هدف او اين بود که کارش را خيلي سريعتر از روز قبل انجام دهد . پس از شروع به کار ، بدون آن که مارتين متوجه باشد ، زمان به سرعت سپري شد و او موفق شد که در مجموع ، نيم ساعت زودتر از دفعه قبل کارش را به پايان ببرد . بعد از آن روز ، مارتين براي دست يابي به رکوردي بهتر ، هر روز بر سرعت کارش افزود و با اين رويه اي که در پيش گرفت طولي نکشيد که او در مغازه اي که مشغول به کار بود ، به سريعترين موکت بر تبديل شد . در مرحله ي بعد ، مارتين کيفيت کارش را تا آن جا که ممکن بود بالا برد ، به صورتي که در کار او و فاصله و خط بين موکتها از نگاه بيننده اصلا" به نظر نمي آمد و موکتها تمام حاشيه ي ديوارها را کاملا" مي پوشاندند و زيبايي کار را بيشتر مي کردند . بعد از اين مرحله ، مارتين که ديگر معروفترين موکت بر منطقه شده بود، لازم ديدکه به عنوان يک هدف مهم،مغازه مستقلي براي خودش باز کند، پس، شروع به پس انداز کردن درآمدهايش کرد . مارتين مصمم بود که به بازي رقابت با خودش ادامه دهد ، لذا ، هر زماني که پولي گيرش مي آمد ، با خودش عهد مي کرد که هفته ي بعد ، دو برابر آن را کسب کند . اين گونه بود که مارتين در عرض دو سال توانست بزرگترين مغازهموکت بري شهرشان را بخرد و لازم به گفتن نيست که همراه با موفقيت او در کارش ، اعتماد به نفس او نيز دو چندان شد .

 -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-=-

این داستان رو شاید تا بحال شنیده باشین.

بحث این دفعه ی من در مورد ماه رمضون نیست چون تا حالا هم در اینجا و هم در وبلاگ حسین آقا به قدر کافی در موردش صحبت شده .

اما یک سوال؟

شما اولین و مهمترین نکته ی مثبتی که توی داستان مارتین احساس کردین چی بود؟

یعنی چه چیزی مارتین رو از یک موکت بر ساده که تو کارش توفیقی نداشت به صاحب بزرگترین مغازه شهر تبدیل کرد؟ اشتباه نکنید کرنومتر و دقت در کار مارتین نشونه بود.

نتیجه ای که مارتین گرفت مهمتر از همه ثمر ه ی « رقابت با خودش » بود.

ما و مارتین! مثال و مقایسه ی جالبی میشه ها....


... ادامه مطلب
شنبه 7 شهریور1388
کارنامه کامل کنکوری های ریاضی و تجربی با رتبه های 2 تا 5 رقمی ...  


سلام.

خیلی از داوطلب ها تا قبل اعلام نتایج اولیه یا حتی قبل کنکور میخوان بدونن با درصدهایی که سر جلسه رقم می زنند چه رتبه ای میارند و کجا قبول می شن.مسلما اگه کارنامه ی داوطلبی رو با شرایط مشابه خودشون پیدا کنند درک بهتری از کارایی و نتیجه ی نهایی پیدا می کنند.

من خودم روزای قبل کنکور با دیدن چند کارنامه و مقایسه ی درصد های آزمون سوم جامع سنجش با این کارنامه ها , به یک شناخت تقریبی از رشته ی قبولی و رتبه ی اکتسابی که از این دصذها میشه انتظار داشت رسیدم و تا روز کنکور و حتی اعلام نتایج اولیه آزمون سراسری 88 آرامش داشتم.

 شاید این کارنامه ها به درد 2 - 3 ماه آخر بخور ولی از اونجایی که من بنده ی خدا هیچ کارم رو حساب کتاب نیست و معلوم نیس فردا نیفتم بمیرم... گفتم اینها رو از همین الان رو وبلاگ بگذارم.اینها همشون جزو هم شهری های خودمن.

اما کارنامه مال چه افرادیه؟ نفرات برتر استانی یا کشوری؟ خیر. هیچکدوم.

از هر رتبه ای توش پیدا میشه. از رتبه های دو رقمی بگیر تا 4-5 رقمی کشوری.  شما با مقایسه این کارنامه ها تقریبا به این شناخت میرسی که برای قبولی در فلان رشته یا کسب فلان رتبه به چه درصد های حداقلی نیاز داری.

امیدوارم براتون مفید واقع بشه.

 

اطلاعات موجود در هر کارنامه:

تراز -

نمره کل -

رتبه ی کل -

 رتبه  کشوری -

سهمیه ثبت نامی -

نام فرد و استان بومی  -

مدرک امتحانی وگروه آزمونی -

زبان خارجی - رشته و دانشگاه قبولی -

درصدهای خام (دروس عمومی و اختصاصی) .

دانلود تجربی و ریاضی در فایل فشرده

دانلود برترین های تجربی

 دانلود برترین های ریاضی

سه شنبه 3 شهریور1388
روزه داری کنکوری یا کنکوریان روزه دار... ...  

خدا

بسم ا.. الرحمن الرحیم.

دوستان سلام.

احتمالا شما هم تا این ساعت به مطلب وب یکی از دوستان در مورد روزه داری در ماه رمضان برخوردید ونظرتون رو هم اعلام کردید. من هم مثل شما. ولی گویا صلاح نبوده که حرف ها عمومی بشه. اینجا من حرفایی رو میزنم که احساس می کنم حرف دل خیلی از دوستانه.باز هم اگه اشتباه میکنم خودتون تذکر بدین.

 نا حالا فکر کردی واسه چی روزه میگیریم؟

خوب جدا از بحث ما کنکوریا که دوستمون مضراتی  برای روزه گرفتنمون برشمردن جای مطرح شدن این سواله که مگه فقط کنکوری ها در معرض این مضرات (!) هستند؟

ادامه مطلب را بخوانید...
... ادامه مطلب
جمعه 30 مرداد1388
ماه عسل یا... ...  

http://ms-blaster.persiangig.com/Webloge%20Man/PIC/mah-asal-konkoor.jpg

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییش!http://www.blogfa.com/cmt/images/9.gif

هه هه هه هه ....

اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ . . . . . . . . . بذارین نفسم جا بیاد دیگه.

خیله خوب.سلام.

خوب هستین که انشاءا...

آقایون ......................................................................... خانوما

توجه!                                                                           توجه!

من امروز تست استقامت دادم.خیلی سخت بود.شماها تو دام نیفتین هاااااااا.جدی میگم.

ما تست دادیمو و پیش مرگ شما  شدیم که شما گول نخوری و روزه بگیره... شرایط بدجوری برهانی (ببخشید بحرانی,یاد فوتبالیست تیم مورد علاقم ( http://www.blogfa.com/cmt/images/19.gif) افتادم که بهش میگفتن آرش بحرانی) شده! http://www.blogfa.com/cmt/images/4.gif

چی؟ نفسم از چی بند اومده بود؟ چیزی نمونده بود خفه شم سر سفره !

به جان خودم بنده ی حقیرو خام کردن وگرنه من رو چه به روزه ی پیشواز گرفتن آخه؟

تا حالا که این وصله ها به ما نمیچسبیده ولی حقیقتش نمیدونم امسال چی شد که...روم سیاه.ببخشید.

خودمونیم اونقدی هم که ملت (به طور خاص ,ملت از جنوب کشور http://www.blogfa.com/cmt/images/4.gif) از روزه گرفتن تو تابستون اظهار ترس کرده بودند , سخت نبود.من که فقط از 12 تا 5 احساس گشنگی کردم؟ (خوب چی موند.تا 8 که خواب بودی.تا 11 پای پی سی قالب طراحی میکردی.... بعدشم که خوابیدی...واقعا طاعات و عبادت منظوره, قبول باشه! بالاخره خواب روزه دارم عبادته! بیا جلو یه دستی به سرت بکشم شایدفرجی شد...http://www.blogfa.com/cmt/images/4.gif)

الان که جدا خیلی با ایام اعتکاف (تیر امسال)فرق کرده.اون روزا از سحری تا افطار (یا از سحر تا افطاریhttp://www.blogfa.com/cmt/images/4.gif) 17 ساعت بود الان 15:30 شده.اون موقع اوج گرمای تابستون بود .امروز که کلا مشهد هواش ابری بود و چند تا تیکه بارونم افتاد!

ادامه مطلب را بخوانید...
... ادامه مطلب
یکشنبه 25 مرداد1388
چگونه خود را برای کنکور 89 آماده کنیم. برنامه ای مدون و مفید! ...  

سلام.

این بار اومدم تا بخش مهمی از صحبت هام  با شما کنکوریای 89  ساده و صمیمی و البته کمی طولانی بزنم. هیبت متن شما رو از خوندن اصلش باز نداره. پیشنهاد میکنم save کنید و آآفلاین مطالعه کنید.

منتظر نظراتتون هستم.

1 - اشتباه محض: NOW وقته تست زدن ,اون هم ONLY المپیاد !
میگن یکی عقب عقب می رفت از بوم افتاد یکی هم جلو جلو رفت و افتادو مرد!

موضوع این قسمت پست بحثیه که چند جا مطرح شده مبتنب براینکه بهترین کار الان تست زنی  اون هم از نوع المپیاد یا تالیفی سخته.

بحث تست زدن , اونم خارج از حیطه ی کنکور الان اصلا منطقی نیست.
وقتی تست المپیاد مثلا فیزیک آمریکا یا ... الان گذاشتی پیشت یعنی :

به این سطح از توانی های خودت ایمان داری که من تموم کتابها رو فولم.تستای سراسری رو میذارم تو جیبم و تالیفی های آسون و متوسط برام درحد تیم ملیه و...
این باعث میشه وقتی به اون هدف قشنگه (حل و تحلیل تستای المپیاد )نرسی که شک نکن نمیرسی تو فرضیاتت (پر رنگ ها )دچار مشکل بشیو بهم بریزی. اون موقع دیگه تستای المپیادتو سوزوندی .

ادامه دارد

ادامه مطلب را بخوانید


... ادامه مطلب
یکشنبه 25 مرداد1388
جدول تست زنی! ایده ای نو و مفید برای کنکوری ها ...  

باز هم سلام.

وقتی که رغبت خیلی از دوستان رو برای تست زدن (کلی یا جزئی!) توو این مقطع دیدم ترجیح دادم مطلبی رو که شاید قرار بود از 3 تا چهار ماه دیگه بگذارم الان رو وب قرار بدم تا اونهایی که از الان تصمیم به تست زنی گرفتن کارشون مدون تر بشه.

ضمن اینکه معلوم نیس تا 3 – 4 ماه دیگه ما زنده باشم یا ...  J

پس الان ادای تکلیف میکنم.

جدول تست زنی!

من خودم پارسال از این جدول خیلی استفاده کردم  الحق به وقتش خیلی به دردم خورد.

اما قضیه چیه؟

ادامه دارد...

ادامه مطلب را بخوانید!


... ادامه مطلب
پنجشنبه 22 مرداد1388
امتيازي به نام بچه شريف! ...  
 
اعطاي پذيرش هاي تحصيلي از سوي دانشگاههاي کانادايي به دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه شريف، به عنوان يکي از معتبرترين دانشگاههاي فني مهندسي ايران، رفته رفته کانادا را به يکي از مراکز تجمع دانشجويان شريف تبديل مي کند.دانشگاه واترلو کانادا، که در فاصله 160 کيلومتري غرب تورنتو قرار گرفته و يکي از دانشگاههاي معروف در رشته هاي مهندسي و کامپيوتر کانادا به شمار مي رود، با وجود قواعد سخت در جذب دانشجو يکي از پاتوق هاي فارغ التحصيلان شريف است.

براي دانشگاه واترلو همين کافيست که متقاضيان ايراني، از دانشگاه شريف و با نمره معدل خوب بيرون آمده باشند.دقيقا معلوم نيست که چند نفر از فارغ التحصيلان دانشگاه شريف هم اکنون در دانشگاههاي مطرح امريکا و کانادا درس مي خوانند، اما آنقدر هستند که براي خود انجمن ها و تشکل هاي فارغ التحصيلان شريف را راه انداخته و فعال هستند.
شايد بيراه نباشه که گفته مي شود دانشجويان با رتبه هاي بالا در کنکور سراسري، شريف را انتخاب مي کنند تا ..


... ادامه مطلب
شنبه 10 مرداد1388
دانشجویا- کنکوریا.کمک کمک! ...  

سلام.

دنیا که به آخر نرسیده....

والا!

فقط ۱۶۰۰۰ شدم. همین!

منطقه ی یک پارسال  ۱۶۰۰۰ هم صنایع مهندسی آورده.حالا درسته مهندسی شیمی که من می خوام نیس اما چندانم بد نیس که؟

من یه برنامه واسه انتخاب رشته چیدم.

:::

اما قبلش یه سوال:
با این رتبه می تونم  شبانه بومی مهندسی رو بیارم؟
مثلا مهندسی شیمی که ۸۰ بومی و ۲۰ آزاده.

:::

از شمام می خوام برنامه ای که تو کلتونه (اعم از مراجعه به مشاور (که خودم مخالفم)٬دوستان٬دانشجوهای فامیل٬دبیرها٬سایتها٬نرم افزارها یا سامان رشته و...) کوتاه معرفی کنید تا به یه جمع بندی کلی برسیم٬هممون.یا اگرم برنامه منو خوب می بینید با تاییدتون بهم امیدواری بدین. واما برنامه من:

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

|+| نشستم از سامان رشته ۸۸ چیزی حدود ۳۰ رشته (با احتساب گرایشای هر رشته که بیشترم میشه شاید ۱۰۰ تا رشته! ) رو پرینت کردم.

فقط در حد آشنایی٬با فیلترهاي:

 کلیات٬واحدهای درسی بازار کار و ملزومات علمی

چیزی حدود "۲۰ "تا رشته ي کلی و چندین گرایشو حذف کردم و در نهایت به ۲۰ رشته (متشکل از ۱۰ رشته گرایش دار) رسیدم.

برنامه ام واسه بعد از این اینه که برم این ۲۰  رشته رو از هرجایی شده (شمام اگه بلدید کمک کنین) اطلاعات کاملتری ازش بدست بیارم تا نهایتا به ۱۵ رشته ي اساسی برسم.

از هرکدوم و به حسب الویت علاقه رشته بین ۲ تا ۶ کد رشته از شهرها و دانشگاه ها رو فقط «روزانه» انتخاب کنم.==>حدودا ۷۵ کد رشته فرم انتخاب رشته.

از هرکدوم و به حسب الویت علاقه رشته بین ۱ یا ۲ کد رشته از شهرها و دانشگاه ها رو فقط «شبانه» انتخاب کنم.==> حدودا ۱۰ کد رشته فرم اتخاب رشته.

حداکثر جای ۱۰ رشته رو به غیرانتفاعی ها اختصاص بدم.(پیام نور نمیرم)ز

و در آخر ۳ تا ۵ رشته سوپاپ اطمینان بذارم که بدترین علاقه ی من ولو تو روزانه ها تشکیل میده.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

منتئر راهنمايي هاتون ميمونم.

دوشنبه 5 مرداد1388
معرفی 15 رشته تاپ ریاضی / سامان رشته ۸۸ ...  

سلام.

احتمالا تا الان دست خیلی از شما به سامان رشته ۸۸ (شماره ۱) رسیده.
خود من اواخر شب درج خبر پست قبل (شنبه) تونستم تهیه اش کنم.
اما با توجه به اینکه شاید دست هم وطنای خوب شهرستانیمون دیرتر برسه یا به دلیل مشکلات توزیع موفق به تهیه سی دی سامان رشته ۸۸ نشده باشن٬تصمیم گرفتم تا ۱۵ رشته برتر  هر رشته از نگاه آمار  رو که پرمخاطب ترین رشته ها به حساب میان تو قالب یه فایل ورد (Word)برای دانلود در اختیارتون قرار بدم.
امیدوارم بدردتون بخوره.
این سری :
۱۵ رشته تاپ ریاضی

144 Kb

دوشنبه 29 تیر1388
صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن ...  

صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن

 اينها آخرين دست نوشته "شهيد احمدرضا احدي"رتبه اول کنکور پزشکي سال 1364 است که تنها ساعتي قبل از شهادت به رشته تحرير در آمده است.متن اين نوشته را با هم ميخوانيم:

***

 چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟؟

 چه کسی می داند فرودیک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،به هر جا که اینجا نباشد ،یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟

براستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟کشته شده و در آنجا دفن گردیده ؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:

بقيه در ادامه مطلب


... ادامه مطلب
جمعه 26 تیر1388
بررسي كنكور 88 و وقايع قبل و بعد ان ...  

به نام آرامش بخش دلها...

کنکور امسال«۸۸» شروع و شاید هم پایان خوشی واسه خیلیا نداشت.

ثبت نام آزمون در حالی شروع شد که هنوز بحث «تکمیل ظرفیت» کنکور ۸۷ روی میز بود؛ موضوعی که حداقل ۳ ماه کنکوریهای امسالو (که پارسال هم کنکور داده بودن)رو درگیر خودش کرد.بحثای عجیبی که بین مجلس و وزارت علوم و سازمان سنجش مطرح شد و دغدغه های والدین بچه ها و دادو و هوار خودشون از بحران «بومی گزینی» باعث شد٬ عجیب ترین نوع و روند تکمیل ظرفیت آزمون سراسری اون هم با ۲بار انتخاب رشته تکمیل ظرفیت و در ۲ نوع روزانه ی دولتی و غیر اون به انجام برسه.

در هر صورت این نکته تاریک خودش روزنه ي امیدی ایجاد کرد که مطمئنا در سال بعد سازمان دردسر همچین طرحی (بومی گزینی) رو خریدار نیس و وضعیت به روال سابق برمیگرده.که همینم شد.

بقيه در ادامه مطلب...


... ادامه مطلب
پنجشنبه 25 تیر1388
كنكور و سوالات مفهومي:سخت يا مشكل؟! ...  
فرق سوال مفهومي و سوال سخت!

كنکوری که امسال برگزار شد٬ از دید خیلی ها یه فرق عمده ودر عین حال شباهت عمده تر با سال های قبل داشت؛

«مفهومی شدن» والبته سخت تر شدن.

شاید واسه خیلی ها تمییز دادن بین این ۲ واژه چندان آسون نباشه.اما یه تعریف ساده کارگشاس:

|+| تو این سالها هر سوال سختی مفهومیه ولی هر سوال مفهومی سخت نیست.

...بقیه در ادامه مطلب



... ادامه مطلب